خرید بک لینک
امروز تولد توعه، تولدت مبارك...

ديروز هم نهمين سالگرد شروع آشناييمون...

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 18:53 توسط سام |

برچسب: نویسنده: هستی مرادیان تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1396 ساعت: 12:36

یکی از روزای ابری پاییز بود، جلسه ی سوم درس تئوری احتمالات؛ ترم سوم بودم، سال 90... جلسات اول و دوم این کلاس خیلی خوب بود، با ذوق فراوون رفته بودم کتابی که استاد گفته بودو خریده بودم، با اینکه می دونستم توی درس احتمالات به شدت خنگم اما این بار احساس می کردم می تونم یه شروع دوباره داشته باشم و احتمالات رو خوب ِ خوب یاد بگیرم... یادمه یکشنبه بود؛ کلاسم ساعت 8 تا 10 و اون روز فقط همین 1 کلاسو داشتم، ادامه مطلب

برچسب: پاییز, نویسنده: هستی مرادیان تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1396 ساعت: 12:36

تموم آدما رو بعدِ تو بخشيدمهمه رو بخشيدم، اما تو رو نه...دليلِ دردامو بعدِ تو فهميدمهمه رو فهميدم، اما تو رو نه... چه زخمي جا مونده، رو دلِ واموندهداره ديوونه ميكنه منو يه عالم خاطرهميگم نميدونست، ميگم نميتونستخدا كه ميتونست! چرا گذاشت بره.. دليلِ دردامو بعدِ تو فهميدمبعدِ تو فهميدم غمِ عالم چيهكسي نميدونه، كسي چه ميدونهشباي دل تنگي تو خيالم كيه... چه زخمي جا مونده، رو دلِ واموندهداره ديوونه ميكادامه مطلب

برچسب: بعدِتو,یگانه, نویسنده: هستی مرادیان تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1396 ساعت: 12:36

اتفاقى ديدمت- من :)

من كه خودم خيلى دوسش دارم

برچسب: نویسنده: هستی مرادیان تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 17:37

ماه رمضون 95 هم اومد و رفت، با همه ی گرما و تشنگیا و گشنگیا و سر دردا و به هم ریختن ساعات خواب و دم افطار تو صف یک کیلومتری سنگک وایسادنا و ... اما این ماه خیلی خوبه، یک ماه یک جور متفاوتی زندگی میکنیم، یک ماه مثل همیشه مون نیستیم، یک ماه خوبیم یا حداقل ادای خوبا رو در میاریم، خلاصه اینکه این ماه رادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی مرادیان تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 17:37

سلام ریحانه، الان که دارم اینو تو نوت ِ موبایلم مینویسم ساعت دقیقا یازده و ۳۷ دقیقه ی شب ِ روز ِ ۲ مهرماهه، تبریز پیش ِ بابابزرگمم، بابای مامانم، اون خوابیده، بلندم خوابیده(خر و پف میکنه)، آهنگ ِ رگ ِ خواب دوباره بهونه ای شد که بهت فکر کنم، یا شایدم تو بهونه ای شدی واسه اینکه دوباره رگ خواب وجودوموادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی مرادیان تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 17:37

عاشقى در اين دنيا؛ شكست خورده ترين شيوه ى تجارت بود...

برچسب: نویسنده: هستی مرادیان تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 17:37

فکر نکردن به خاطراتمونو بلد می شیم،

می بینیم همو، از کنار هم ساده رد می شیم...

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم آبان ۱۳۹۵ساعت 14:41 توسط سام |

برچسب: نویسنده: هستی مرادیان تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 17:37

حالا باید بزرگ شده باشم، در آستانه 26 سالگیم... اما من هنوز بچه ام یا شاید کودک درونم هنوز زنده است به شدت... همیشه فکر میکردم اگه آدم بره دانشگاه، بزرگ میشه چون همیشه از نظر من آدمایی که دانشگاه میرفتن بزرگ بودن، اما دانشگاه رفتم و احساس بزرگی بهم دست نداد، بعدش فکر کردم شاید برم و فوق لیسانس بخونادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی مرادیان تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 17:37

توی شلوغی های امروزی این زندگی، میخوام از عشق اول بنویسم. امروز صبح که از خواب پا شدم یاد عشق اولم افتادم، بعضی آدمها هر چقدر هم که بد بوده باشن وقتی بهشون فکر میکنی ذهنت زیبا میشه، قلبت آروم میگیره، اصلا انگار احساس رضایت میکنی از اینکه عشق اولت بوده، انگار فقط اون لیاقت ِ تصدی این منصب ِ مهم زندگادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی مرادیان تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 17:37

حس عجیبیه دوباره و دوباره و دوباره دیدنش، با اینکه دیگه میدونی دیگه "توی زندگیت بودنش" یه امر کاملا محاله اما باز میری و پروفایلشو چک میکنی و از همون پنجره ی کوچیک، زل میزنی به عکسش! متوجه میشی که چقدر عوض شده، چقدر بزرگتر شده و چقدر باهاش غریبه ای، کسی که یه روزی بی شب بخیرش خوابت نمی برد حالا یه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی مرادیان تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 17:37

داریم یه ماه رمضون گرم دیگه رو تجربه می کنیم، امیدوارم که طاعات و عبادات همه مون قبول باشه، ان شاءالله.

من حرف با خدای خود میزنم، نه دوست

وقتی کلید هست، چه حاجت به در زدن؟!؟

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 14:52 توسط سام |

برچسب: نویسنده: هستی مرادیان تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 17:37

صفحه بندی